تاریخ انتشار
دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۲ ساعت ۰۰:۴۵
۰
کد مطلب : ۸۴۳۴

جرعه نوش كوثر ولايت

شماره سوم ماهنامه خیمه - ربیع الاول 1424 - اردیبهشت 1382

از ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت، كمتر كسى است كه امام(ره) را بشناسد و مرحوم كوثرى - مدّاح بيت او - را نشناسد؛ مردى كه هر گاه لب به مدح آل رسول(ص) مى گشود، آن پيرمرد فرزانه چشمهايش بارانى مى شد. او صدايى نداشت؛ امّا سوز درونى اش به هر دل پاك و صادق آتش مى زد.

سيّد محمّد كوثرى در سال 1307در خانواده اى روحانى و در شهر قم به دنيا آمد. پدر او - مرحوم حجت الاسلام حاج سيّد على كوثرى - از خطيبان بزرگ قم بود كه در محافل مذهبى، از جمله در بيت آيت اللّه بروجردى(ره) ضمن آشنا ساختن مردم با فضايل اهل بيت(ع) دل هاى آنان را با عشق به ائمه ى اطهار پيوند مى زد و جان تشنه شان را از كوثر ولايت سيراب مى كرد.

سيّد محمّد پس از راه يافتن به محضر فيض استادان و دانشمندان بزرگ اسلامى، همچون امام موسى صدر، از آنجا كه عطش عشق به اهل بيت(ع) كام و جانش را شعله ور ساخته بود، به جرگه ى ذاكران و روضه خوانان اهل بيت(ع) پيوست و بيش از نيم قرن با اين ميمنت و افتخار همراه بود. او حتى پس از خود اين عرض ارادت را به عنوان يك آيين به فرزندان

خود نيز به وديعت سپرد. قيام 15خرداد، نام او را در شمار انقلابيوين و ارادتمندان به حضرت امام(ره) ثبت كرد و او در كنار پدر و دايى اش در اين قيام اثرى جاودان از خود بر جاى گذاشت.

حجت الاسلام كوثرى چنان عشق و ارادتى به امام حسين(ع) داشت كه هر سال به هر ترتيب به كربلاى معلا مشرّف مى شد و در محضر آن ارباب اهل بصيرت ماهها به كسب فيض مى پرداخت: با اين وجود كه اگر تصويرى از گنبد يا ضريح سيدالشهدا(ع) مى ديد، چشمه هاى اشك از ديدگان نجيبش مى جوشيد.

حاج آقا كوثرى با اينكه ملبّس به رداى روحانيت بود؛ اما همه از او انتظار مرثيه خوانى اهل بيت(ع) را داشتند؛ ولى او

به وظيفه ى شرعى خود - كه همان وعظ و خطابه بود - نيز توجه داشت و در حرم شريف ائمه(ع) و بيوت معظم علما به معرفى سيره ى اهل بيت(ع) و ترويج فرهنگ ايشان مى پرداخت.

«كوثرى» از كوثر بى نشان ولايت دم مى زد و از عطش آن جام سيراب شده بود؛ بى جهت نبود كه اوليا و بزرگان على الخصوص رهبر فقيد انقلاب حضرت امام خمينى(ره) دل به طنين نغمه هاى كربلايى او بسته بودند و با زمزمه هاى او دل و جانشان به اهتزاز مى افتاد و همسفر با اشك به ديار اشتياق عشق مى شتافتند.

«كوثرى» رشته ى دل را به آستان عشق گره زده بود و هر بار در هنگام خواندن با طنين «يا الله» - از عمق جان - مدد از هستى بخش مى گرفت تا زيباترين آينه داران هستى را توصيف كند. هماره زمزمه داشت كه: «در اينجا انتصابم به حسين است در آن جا هم حسابم با حسين است كجا ارباب من فردا گذارد غلام او در آتش پا گذارد؟» او هيچ گاه سايه هاى مادى را بر آفتاب حقيقت، ترجيح نداد. ظواهر دنيايى هيچ زمان او را نفريفت. اگر هم در اين آستان از بركت اهل بيت(ع) هر بار توشه اى مى يافت آن را به راه خدا و در راه گره گشايى از مشكلات فقرا و مساكين صرف مى نمود. اعتبارى كه نوكرى بارگاه اهل بيت(ع) به او بخشيده بود، زمينه ى ارادت مردم و مسؤولان را نسبت به او فراهم كرده بود، اما هيچ گاه اين اعتبار را خرج خود نكرد و هماره خداى را شاكر بود كه عبادت او را خدمت به اهل بيت(ع) و خدمت به شيعيان ايشان قرار داده است.

مرحوم كوثرى با وجود گرفتارى ها و مشغله هاى گوناگون، لحظه اى از خانواده ى خود غافل نماند و سال ها كمر به خدمت پدر پير و زمين گيرش بست و در اين راه ذره اى درنگ و سستى نداشت تا آنجا كه حضرت آيت الله فاضل لنكرانى به ايشان فرموده بود كه: «آنچه دارى، همه عزت و آبروى تو، از بركت خدمت به پدرت مى باشد كه او عمرى خدمت به دستگاه امام حسين(ع) كرد و اكنون تو به او خدمت مى كنى».

دلبستگى امام خمينى(ره) به برنامه ى روضه خوانى او خود داستانى ديگر است و فصلى ديگر مى طلبد. اما ذكر اين نكات، خالى از لطف نيست:

خود آن مرحوم نقل نموده است كه: در ايام رحلت حاج آقا مصطفى خمينى(ره) به خدمت امام(ره) رسيديم، داماد بزرگ امام، مرحوم حاج آقا شهاب الدين اشراقى(ره) به محض ديدن من، سفارش نمودند كه «آقا» پس از مرگ فرزندشان، اشكى نريخته اند و ممكن است براى قلب ايشان ضررى داشته باشد، خوب است ذكر توسلى داشته باشيد براى ايشان مفيد است. من هم در محضر ايشان ابتدا عرض تسليتى داشتم و سپس به روضه خوانى پرداختم. نكته جالب اين كه، آن هنگام كه از مرگ فرزندشان سخن مى گفتيم هيچ عكس العملى نشان ندادند اما وقتى وارد روضه شدم آنچنان گريستند كه غير قابل وصف است.

توجه به عزاداى و اقامه ى عزاى امام حسين(ع) از مواردى بود كه امام بدان اصرار فراوانى مى فرمودند بخصوص در آن زمان كه شيوه عزادارى سنتى توسط عده اى مورد بى توجهى واقع شده بود، حضرت امام(ره) از مرحوم كوثرى دعوت مى كردند تا در محضر ايشان به روضه خوانى بپردازد، تا تأكيدى باشد بر نوع عزادارى سنتى كه مورد نظر حضرت امام بود و عده اى در صدد حذف از آن فرهنگ شيعه بودند...

مرحوم كوثرى اين توفيق را داشت كه پس از رحلت امام(ره) در محضر مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى نيز سنت اقامه ى عزاى اهل بيت(ع) را پاس بدارد. در يكى از ايام فاطميه، آن هنگام كه آن مرحوم، قصد سفر به تهران و شركت در برنامه ى عزادارى شهادت حضرت صديقه ى طاهره(س) در بيت رهبر انقلاب را داشت، در هنگام وضو گرفتن، دعوت حق را لبيك گفت و به خيل واصلان به آستان امام حسين(ع) پيوست. چند ساعتى پيش از رحلت، آن مرحوم به خانواده خود گفته بود كه خواب حضرت معصومه(س) را ديده است. پس از رحلت نيز، بارها به خواب خواص آمده و سفارش هايى از جمله توصيه به خواندن زيارت عاشورا، زيارت جامعه كبيره و... داشته است. يكبار در عالم خواب به فرزند گرامى شان گفته بود: «فرزندم! آن هنگام كه جان مى دادم آقا امام حسين به كنارم آمد و نظاره ام مى نمود! و مى گفت: «نترس! من كنارت هستم». اكنون هم هر كجا هستم با امام حسين(ع) هستم».

همچنين سفارش نمود كه: «همه ى كارهايى كه در دنيا انجام مى دهيد براى ما به تصوير مى كشند. ما مثل «شهاب» همه جا مى رويم و اعمال شما را مى بينيم. ما و ديگر شيعيان و محبان اهل بيت(ع) همه جا با هم هستيم».

آرى، انتساب به حسين(ع) و دم زدن از عشق او، او را به مقام هم نشينى با امام حسين(ع) رساند و اين زمزمه ى او تحقق يافت كه:

«در اينجا انتسابم با حسين است

در آنجا هم حسابم با حسين است

كجا ارباب من فردا گذارد

غلام او در آتش پا گذارد؟!»

نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما