کد مطلب : ۳۳۴۷۲
حجت الاسلام عبدالحسین پهلوانی
ائمه به عزاداری ما محتاج نیستند/ حادثهی کربلا را معکوس تبیین نکنیم
حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین پهلوانی هماکنون امام جماعت مسجد جماران است و سابقه ریاست عقیدتی سیاسی ناجا کل کشور، مسئول مرکز آموزش و اعزام مبلغ نیروی قدس سپاه در محور لبنان، افغانستان و عراق و ریاست عقیدتی سیاسی سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح در وزارت دفاع را در کارنامه خود دارد.
با حجت الاسلام پهلوانی که هفت سال در درس خارج آیت الله العظمی جوادی و چهار سال در درس خارج مقام معظم رهبری شرکت کرده درباره ویژگیهای عزاداری صحیح به گفتوگو نشستیم. او در قسمتی از این گفتوگو به انتقاد از رفتار برخی از افراد در فریاد زدن بدون اشک در هنگام ذکر مصیبت برخی از مداحان پرداخت و گفت این حرکت نه تنها مصداق تباکی نیست بلکه یک نوع نفاق است.
* یک عزاداری خوب و مورد تأیید شریعت و حضرات معصومین باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
معتقدیم روزگار که متشکل از روز و شب است به هر حال هم نقاط مثبت دارد و هم نقاط منفی؛ یکی از این روزهایی که میتوان آن را «ایام الله» نامگذاری کرد روز شهادت «ثارالله» است. اگرچه حادثهی روز عاشورا منفی است، اما دستاورد و حاصل و خروجی این حادثه ی منفی، مثبت و تاریخ ساز است و تاریخ نقاط نورانی و شفاف و مثبتش را مدیون آن روز بزرگ است لذا به خاطر همین خطاب به سیدالشهداء گفته میشود «الدنیا بعدک مظلمه و الآخره بنورک مشرفه»؛ دنیا بعد از تو تاریک شد اما آخرت و ملکوت با نور تو روشن است.
با رفتن حسین جلوهی مادی دنیا بیخاصیت و بیارزش شد چون ارزش مادیت دنیا به معنویت اوست وقتی معنویت از دنیا گرفته شود دنیا بی ارزش و پوچ است. اما اگر نگاه ملکوتی بکنیم و ماورای این دنیا را هم ببینیم، می بینیم که همهی حیات در دنیا خلاصه نیست؛ لذا پیروز حادثه سیدالشهداست.
جلوهی اخروی با نور سیدالشهداء روشن است لذا روزنههای مثبت و نورانیت و شفافیت روزهای تاریخی در تاریخ اسلام و تاریخ بشریت همه مدیون آن حادثهی تلخ و منفی است. آن حادثهی تلخ «مثبتساز» حیات بشری است لذا این نورانیت محدود به امت اسلام هم نیست از «جرج جرداق» مسیحی تا گاندی و بوداییها شیفتهی این عظمت هستند؛ لذا ما معتقدیم که نه تنها در امت اسلام حتی در امم غیر متدین، نه تنها اهل کتاب حتی بت پرست و گمراه همهی آنها یک برداشتی از حرکت سیدالشهداء دارند و برای آنها هم مثبت آفرین است. آنها هم اگر چه از دین سهم ندارند اما از انسانیت سهم دارند و مجذوب و شیفتهی انسانیت حادثهی کربلا هستند لذا ما معتقدیم که حادثه کربلا هم مثبت سازی تاریخ دارد و هم محدودیت جغرافیایی و محدودیت تاریخی ندارد لذا همه اعصار تا روز قیامت مخاطب امام حسین علیه السلام هستند و سرّ عزاداری حقیقتا همین است.
ائمه به عزاداری ما محتاج نیستند. آنها جلوهی حق تعالی هستند صفت الهی این است که «والله غنیٌ من العالمین» ما معتقدیم که «کلُ من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام» و سیدالشهداء جلوهی خداست که از بین رفتنی نیست. او نیاز به عزاداری ندارد بلکه فلسفهی عزاداری، بهره مندی از آن حادثه است و اینکه پیغمبر صل الله علیه و آله فرمود « ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا» این حرارت و این عشق تحمیلی نیست. نمیشود آن را تحمیل کرد. باید از درون بجوشد.
آن عزاداری را هم که زایش عشق است نمی شود به زور به جامعه تحمیل و نگهداری کرد. آن هم باید زایش درونی باشد؛ لذا در حقیقت، عزاداری سیدالشهداء هم سیاسی است و هم زمینهی بهرهوری عمومی است برای آنکه غیرمتدین هم نسبت به آن واکنش دارد چون بالاخره او هم بهره برداری انسانی دارد.
البته عزاداری هم باید به همان سبکی باشد که خود ائمه گفتهاند. متأسفانه الان عزاداری های ما خیلی هایش منفی است ولی ما عزاداری مثبت هم داریم. نه تنها در ایران بلکه در کشورهای غیرمسلمان.
یک وقتی ما روحانیون شیعه را در محرم به لبنان بردیم. یکی از جاهایی که درخواست روحانی داشت یکی از کلیساهای مسیحی بود که در اطراف «بریتال» لبنان بود. گفتیم شما که مسیحی هستید روحانی برای چه میخواهید؟ گفتند روضه داریم. گفتیم در مسیحیت روضه امام حسین معنا ندارد. گفتند از روزی که حضرت امام گفت که ما انقلاب ما الگو گرفته از قیام امام حسین است و هرچه داریم از حسین داریم ما برای آزادای سرزمین های اشغالی جنوب لبنان و آزادی فلسطین نذر کردیم روضه بخوانیم. گفتم حالا چه روضهای می خوانید؟ گفتند همان روضهی راهب با سر بریدهی سیدالشهداء را. حتی کلیساها هم در مقابل سیدالشهداء منعطف هستند. جنبه ی مثبت هم زیاد داریم؛ حتی در غیر از طایفهی شیعه و غیرمسلمین بالاخره باید دنیا را دید و قضاوت کرد.
شاید چون در کشور خودمان نقاط منفی زیاد شده فکر میکنیم که منفیات غالب است در حالی که اینطور نیست. از دیدگاه جهانی مثبت ها غالب است. دنیا اکنون در همین وانفسای دین خواهی در همین وانفسای حفظ دین دنیا شیفته ی دین حسین است. هر چه دستاورد اعتقادی و انسانی در سطح جهان داریم حاصل خونی است که خود خدا نام گذاری کرد ثارالله.
اینکه سیدالشهداء خون حلقوم علی اصغر را در دست گرفت و به آسمان پاشید مفهوم اش این است که خون مظلوم به زمین نمیماند خصوصا خونی که ثارالله نام گذاری شده و این خون چون به آسمان می رود و احاطه دارد، تاریخ و گیتی را زنده و بیدار میکند. چرا مثلاً امام باقر وصیت می کند که پول می گذارد می گوید که تا چند سال از این پول برای جدم ابی عبدالله در منا یعنی محل تجمع مسلمانان مصیبت بخوانید. خوب آنها که نیاز نداشتند چرا این کار را کرد؟ این حرکت، حرکت سیاسی است. معلوم است که روضهای که آنها میخواندند برای گریهی تنها که نبوده است.
مثلا امام سجاد علیه السلام هر جا طفل تشنهای می دید همان جا می ایستاد و صحنه را تبدیل به صحنه آگاهی سازی میکرد، روضه بهانهی آگاهی سازی و بیداری جامعه بود به خاطر همین هم از روضههای امام سجاد میترسیدند. در حقیقت، خود وصیت امام باقر علیه السلام هم وصیت سیاسی بود. به گفته امام خمینی روضهی سیدالشهداء روضهی کاملا سیاسی است. بخواهیم سیاسی نباشد باید بگوییم امام حسین در کربلا سکته کرد یا باید بگوییم مثلا مسموم شد ولی بخواهی روضه بخوانی باید حادثهی کربلا را نقل کنی، رذالت آن قومی که علیه سیدالشهداء بسیج شدند و جهالت آن قومی که مرعوب شدند و نفاق آن قومی که نامهها را پس گرفتند، همهی اینها باید مطرح شود، هم رذالت شرک و کفر و هم جهالت امت و هم نفاق منافقین همهی اینها در روضه ی سیدالشهداء مطرح میشود. این اشک هم اشک سیاسی است و اگر ما تصرف در روضه ها نکنیم و همان طور که خودشان گفتند بخوانیم جامعه را بیدار میکند و آگاهی سازی جامعه به عهدهی عزای ابی عبدالله است.
* در هیأت ها همین حرفها توسط برخی از مداحان تکرار میشود و از طرفی واکنش برخی از مراجع را به دنبال داشته و دارد. علت این واکنش ها چیست؟
نباید آنچه را که در حادثهی کربلا هست معکوس تبیین کنیم؛ مثلا در کربلا امر به معروف و نهی از منکر از پایین به بالا بود نه از بالا به پایین؛ یعنی امام صاحبان قدرت و مکنت را مخاطب قرار دارد. اما اگر حاکمیت بیاید برای حفظ خودش امر به معروف را معکوس کند این حرکت از مسیرش منحرف می شود. امر به معروف از بالا به پایین هنر نیست. هنر این است که در اوج غربت و در اوج مظلومیت و بیکسی و بیچیزی و نداشتن سلاح، بتوانی انحراف صاحبان قدرت را فریاد بزنید.
* سیاسی بودن عزاداری را می توان در قالب فعالیتهای حزبی و گروهی هم معنا کرد؟
خیر؛ سیاستی بودن عاشورا به آن معنایی است که حضرت امام آن را تفسیر کرد. روز ۲۳ بهمن خبرنگار فرانسوی در مدرسه علوی از امام سوال کرد که حضرت آیت الله شما که حکومت تشکیل دادید بالاخره باید سیاسی بشوید؛ امام گفت بله سیاسی می شویم. خبرنگار گفت سیاست هم که حقهبازی و کلک و دورنگی و بهره برداری و سودجویی و فرصت جویی است. امام گفت نه؛ این سیاستی که ما دنبال میکنیم، سیاست علوی است نه سیاست امروعاص و معاویه، علی نه تنها از سیاست برای حفظ حکومتش استفاده نکرد بلکه آنگاه که سیاست اش اقتضاء کرد فرمود افسار حکومت را روی دوشش انداخت و رها کرد. علی به حکومت نیاز ندارد حکومت محتاج علی است. آن سیاست علی بود که وقتی آب را از دشمن فتح کرد امت گفتند نوبت ماست که آب را به روی دشمن ببندیم گفت نه نوبت ما نیست. گفتند چرا؟ گفت چون امتیاز علی و معاویه در تاریخ گم می شود. از همان خانهی علی سید الشهداء تربیت شد که آب را نه تنها به دشمن داد، بلکه اسبهای دشمن را هم سیراب کرد. این سیاست، سیاست ایثار و از خودگذشتگی است که سرمشق و شاخصهی سیاست علوی است. امام فرمود که ما با این سیاست کار داریم نه با حقه بازی و بهره برداری و سودجویی. دخالت احزاب و گروهها در حادثه و مراسم مذهبی برای بهره برداری و سودجویی است نه برای سوددهی. همهی صلابت ابی عبدالله این است که به دنبال سود نبود. آمد تا آنچه را دارد در راه خدا بدهد. فرمود هر کسی هوای حکومت و تاج و سلطنت دارد ما را را رها کند. ما آمده ایم تا همهی موجودیت را بدهیم لذا یارانش کم شدند.
آن برداشت سیاسی که احزاب و گروه ها و بخش حاکمیت برای حفظ حکومت میکنند اصلا در قاموس حادثهی کربلا نیست. همه ی عظمت سیاست ابی عبدالله این بود که آمد حکومت را فدای بقای دین کند و الا خیلی ها آمدند به سیدالشهداء گفتند شما بیا خمس و زکات را بگیر و روی تشک بنشین و دست بوسی هم داشته باش و فرزند پیغمبر باش فقط حرف نزن حکومتت را بکن. آخرین مذاکرهای که با ابا عبدالله شد همین بود که حضرت از همان جا از مدینه خارج شد و گفت نه ما اصلا آمده ایم برای حرف زدن. حضرت فرمود من از ابلاغ حق و مبارزهی با ظلم دست برنمی دارم. این بهره برداری نیست، در حقیقت فداکاری است. اینها آمدند تا همه ی هستی را برای هدایت جامعه بدهند منتهی ما راه را گم کردیم و فکر کردیم که بقاء دین به بقاء ماست.
این عزاداری سیاسی است و باید در آن سیاست حسینی و علوی ترویج شود نه سیاست خودمان. باید مثل سیدالشهداء در خون خویش بغلتیم و همهی هستیمان را بدهیم تا امت آزادگی و حریت داشته باشند.
اگر می گوییم محرم سیاسی است این سیاست منظور است. ما باید با دیدگاه خود ائمه و ابی عبدالله عزاداری کنیم که یکی از منش های سیاسی آنها ایثار بود. میگفتند باید برای رهایی جامعه از ظلم و از حاکمیت ستم پیشه، باید ما هستیمان را بدهیم تا مردم آزاد شوند و ستم کاران و ظالمان و حکام هم به خاطر همین از عزاداری می ترسیدند.
آنی که ستم پیشه و ظالم است از فراخوانی مبارزه علیه ظلم وحشت دارد فرق هم نمی کند چه به نام دین باشد و چه به نام سلطنت باشد. بنی امیه و بنی عباس به نام اسلام آمدند. بنی امیه فسق ظاهر و فاحش داشتند، ولی بنی عباس که اصلا گفتند ما آمدیم انتقام خون حسین را بگیریم. با این حقه بازی حاکم شدند.
حاکمیت اگر به نام ابی عبدالله هم باشد و آلوده به ظلم شود، نمی تواند برای امام حسین عزاداری کند. عزاداری هم بکند، بیآبرو میشود؛ چون فلسفه ی عزاداری مبارزه با ظلم است.
اگر بیایند به نام ابی عبدالله ظلم کنند آن روضهای که میگیرند مایهی رسوایی خود آنهاست. مأمون هم این کار را کرد. آمد زیر تابوت امام رضا علیه السلام را گرفت اما آخرش همه چیز مشخص شد.
* به محتوای یک عزاداری خوب اشاره کردید که باید در آن ظلم ستیزی باشد از نظر ظاهری یک عزاداری خوب باید چه شاخصه هایی داشته باشد؟
ظواهر هم حجت است. ظاهر هم ملاک ارزش است به شرطی که قالب بر باطن نشود و گرفتار نفاق نشویم.
ائمه خودشان به ما گفته اند که باید چطور عزاداری کنیم. برخی از مداحان برای اینکه شلوغ کنند غلو میکنند. بعضی ها هم چون از حادثه میترسند از حقایق حادثه می گویند هم افراط و هم تفریط هر دو محکوم است. خود ائمه به ما گفتند باید مستحب، مزاحم واجب نباشد. روضه ها نباید تا وقتی طول بکشد که نماز صبح آسیب ببیند.
اذیت شهروند حرام و ممنوع است. اگر ما در خیابان هیئت راه بیندازیم راه را ببندیم و مریضی تلف شود این روضه و تعزیه حرام است. اگر تا دیر وقت صدای بلندگو همسایهها را اذیت کند این اذیت حرام است.
ظاهر عزاداری نباید مزاحم امنیت و آسایش جامعه باشد. سیدالشهداء فدای امنیت بشری شد ما نباید مزاحم امنیت بشویم. تباکی بر امام حسین در آن فضای خاص سیاسی که گریه بر حضرت ممنوع شده بود معنای خاصی داشت. تباکی با اینکه یک عده ای بیایند در مجلس ابی عبدالله به دروغ فریاد بکشند و اشک هم نریزند فرق میکند. این وسیلهی کاسبی و حقه بازی است. نباید هر روضه خوان بیست تا فریاد زن دنبال خودش ببرد. این نفاق است. این کار اهانت به روضه و تعزیه است.
* آیا عزاداری میتواند به بهبود شرایط موجود جامعه ما کمک کند؟
عشق به امام حسین در جامعه ی ایران ملی است. آیت الله جوادی فرمود در این مملکت نه در عاشورا و نه در غیر عاشورا کسی به ابی عبدالله اهانت نمیکند؛ حتی مسیحیهای ما هم حسینیاند لذا این جامعه از عزاداری بهرهمندی دارد. در همین حوادث و بحرانهای اخیر که حتی بحران دینداری است و بعضی معتقدند دینگریزی است، من معتقدم با همین محرم دوباره دین جامعه برمیگردد و با همین محرم می شود جلو انحرافها را گرفت. ما معتقدیم انقلاب و قیام مردم حاصل خون ابی عبدالله و زحمات امام راحل است. لذا معتقدیم باید انحرافات را اصلاح کنیم و اصلاح انحرافات نظام از همین محرم می تواند شکل بگیرد. می شود مردم را هم با همین روش و شیوه در مقابل نظام به گونه ای قرار داد که اصلاح نظام را مطالبه کنند نه از بین رفتن آن را.
ما باید روش مطالبهی مردم از نظام از مسئولان نظام را برای حفظ همین نظام بخواهیم. گفتند یا علی تو که معصوم بودی چرا اینقدر استاندارت خراب از کار درآمد. گفت برای اینکه شما به موقع استنتاق نکردید. فرمود من معصوم بودم و از خوبهای شما انتخاب کردم. خوب های شما این هستند وای به حال بدهای شما. خوبها منحرف شدند. اگر میخواهید منحرف نشوند به موقع استنتاق و مطالبه کنید، از انحراف حفظ کنید و نگذارید انحراف از حکومت علی آن قدر زاویه اش عمیق شود که برسد به قتل سیدالشهداء.
ما برای اینکه فرزند انقلاب ذبح نشود باید از حادثهی کربلا عبرت بگیریم و بهره برداری کنیم. از حادثهی کربلا، روش برخورد با ظلم به مردم آموزش داده شود. امام همان روزهای اول انقلاب فرمود: مردم عاشق چشم و ابروی ما نیستند از قیافه ی شاه هم بدش نمی آمد قیافه اش هم خوب و خوشتیپ بود آنچه که مورد نفرت مردم است تنفر از فرعون شاه و استبداد است. اگر ما هم مبتلا بشویم مردم با درسگیری از همین حادثه ی کربلا با ما همان میکنند که با شاه کردند. ما اگر بخواهیم از حادثه ی کربلا و از محرم بهره برداری صحیح کنیم، باید در همین محرم مردم را آگاه کنیم و بگوییم انحراف مسئولان و اشخاص را به پای انحراف نظام نگذارند. نظام مقدس است و باید حفظ شود اما اگر حاکمان نظام منحرف شدند باید به قول امیرالمومنین با شمشیر کج آنها را راست کنیم.
با حجت الاسلام پهلوانی که هفت سال در درس خارج آیت الله العظمی جوادی و چهار سال در درس خارج مقام معظم رهبری شرکت کرده درباره ویژگیهای عزاداری صحیح به گفتوگو نشستیم. او در قسمتی از این گفتوگو به انتقاد از رفتار برخی از افراد در فریاد زدن بدون اشک در هنگام ذکر مصیبت برخی از مداحان پرداخت و گفت این حرکت نه تنها مصداق تباکی نیست بلکه یک نوع نفاق است.
* یک عزاداری خوب و مورد تأیید شریعت و حضرات معصومین باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
معتقدیم روزگار که متشکل از روز و شب است به هر حال هم نقاط مثبت دارد و هم نقاط منفی؛ یکی از این روزهایی که میتوان آن را «ایام الله» نامگذاری کرد روز شهادت «ثارالله» است. اگرچه حادثهی روز عاشورا منفی است، اما دستاورد و حاصل و خروجی این حادثه ی منفی، مثبت و تاریخ ساز است و تاریخ نقاط نورانی و شفاف و مثبتش را مدیون آن روز بزرگ است لذا به خاطر همین خطاب به سیدالشهداء گفته میشود «الدنیا بعدک مظلمه و الآخره بنورک مشرفه»؛ دنیا بعد از تو تاریک شد اما آخرت و ملکوت با نور تو روشن است.
با رفتن حسین جلوهی مادی دنیا بیخاصیت و بیارزش شد چون ارزش مادیت دنیا به معنویت اوست وقتی معنویت از دنیا گرفته شود دنیا بی ارزش و پوچ است. اما اگر نگاه ملکوتی بکنیم و ماورای این دنیا را هم ببینیم، می بینیم که همهی حیات در دنیا خلاصه نیست؛ لذا پیروز حادثه سیدالشهداست.
جلوهی اخروی با نور سیدالشهداء روشن است لذا روزنههای مثبت و نورانیت و شفافیت روزهای تاریخی در تاریخ اسلام و تاریخ بشریت همه مدیون آن حادثهی تلخ و منفی است. آن حادثهی تلخ «مثبتساز» حیات بشری است لذا این نورانیت محدود به امت اسلام هم نیست از «جرج جرداق» مسیحی تا گاندی و بوداییها شیفتهی این عظمت هستند؛ لذا ما معتقدیم که نه تنها در امت اسلام حتی در امم غیر متدین، نه تنها اهل کتاب حتی بت پرست و گمراه همهی آنها یک برداشتی از حرکت سیدالشهداء دارند و برای آنها هم مثبت آفرین است. آنها هم اگر چه از دین سهم ندارند اما از انسانیت سهم دارند و مجذوب و شیفتهی انسانیت حادثهی کربلا هستند لذا ما معتقدیم که حادثه کربلا هم مثبت سازی تاریخ دارد و هم محدودیت جغرافیایی و محدودیت تاریخی ندارد لذا همه اعصار تا روز قیامت مخاطب امام حسین علیه السلام هستند و سرّ عزاداری حقیقتا همین است.
ائمه به عزاداری ما محتاج نیستند. آنها جلوهی حق تعالی هستند صفت الهی این است که «والله غنیٌ من العالمین» ما معتقدیم که «کلُ من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام» و سیدالشهداء جلوهی خداست که از بین رفتنی نیست. او نیاز به عزاداری ندارد بلکه فلسفهی عزاداری، بهره مندی از آن حادثه است و اینکه پیغمبر صل الله علیه و آله فرمود « ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا» این حرارت و این عشق تحمیلی نیست. نمیشود آن را تحمیل کرد. باید از درون بجوشد.
آن عزاداری را هم که زایش عشق است نمی شود به زور به جامعه تحمیل و نگهداری کرد. آن هم باید زایش درونی باشد؛ لذا در حقیقت، عزاداری سیدالشهداء هم سیاسی است و هم زمینهی بهرهوری عمومی است برای آنکه غیرمتدین هم نسبت به آن واکنش دارد چون بالاخره او هم بهره برداری انسانی دارد.
البته عزاداری هم باید به همان سبکی باشد که خود ائمه گفتهاند. متأسفانه الان عزاداری های ما خیلی هایش منفی است ولی ما عزاداری مثبت هم داریم. نه تنها در ایران بلکه در کشورهای غیرمسلمان.
یک وقتی ما روحانیون شیعه را در محرم به لبنان بردیم. یکی از جاهایی که درخواست روحانی داشت یکی از کلیساهای مسیحی بود که در اطراف «بریتال» لبنان بود. گفتیم شما که مسیحی هستید روحانی برای چه میخواهید؟ گفتند روضه داریم. گفتیم در مسیحیت روضه امام حسین معنا ندارد. گفتند از روزی که حضرت امام گفت که ما انقلاب ما الگو گرفته از قیام امام حسین است و هرچه داریم از حسین داریم ما برای آزادای سرزمین های اشغالی جنوب لبنان و آزادی فلسطین نذر کردیم روضه بخوانیم. گفتم حالا چه روضهای می خوانید؟ گفتند همان روضهی راهب با سر بریدهی سیدالشهداء را. حتی کلیساها هم در مقابل سیدالشهداء منعطف هستند. جنبه ی مثبت هم زیاد داریم؛ حتی در غیر از طایفهی شیعه و غیرمسلمین بالاخره باید دنیا را دید و قضاوت کرد.
شاید چون در کشور خودمان نقاط منفی زیاد شده فکر میکنیم که منفیات غالب است در حالی که اینطور نیست. از دیدگاه جهانی مثبت ها غالب است. دنیا اکنون در همین وانفسای دین خواهی در همین وانفسای حفظ دین دنیا شیفته ی دین حسین است. هر چه دستاورد اعتقادی و انسانی در سطح جهان داریم حاصل خونی است که خود خدا نام گذاری کرد ثارالله.
اینکه سیدالشهداء خون حلقوم علی اصغر را در دست گرفت و به آسمان پاشید مفهوم اش این است که خون مظلوم به زمین نمیماند خصوصا خونی که ثارالله نام گذاری شده و این خون چون به آسمان می رود و احاطه دارد، تاریخ و گیتی را زنده و بیدار میکند. چرا مثلاً امام باقر وصیت می کند که پول می گذارد می گوید که تا چند سال از این پول برای جدم ابی عبدالله در منا یعنی محل تجمع مسلمانان مصیبت بخوانید. خوب آنها که نیاز نداشتند چرا این کار را کرد؟ این حرکت، حرکت سیاسی است. معلوم است که روضهای که آنها میخواندند برای گریهی تنها که نبوده است.
مثلا امام سجاد علیه السلام هر جا طفل تشنهای می دید همان جا می ایستاد و صحنه را تبدیل به صحنه آگاهی سازی میکرد، روضه بهانهی آگاهی سازی و بیداری جامعه بود به خاطر همین هم از روضههای امام سجاد میترسیدند. در حقیقت، خود وصیت امام باقر علیه السلام هم وصیت سیاسی بود. به گفته امام خمینی روضهی سیدالشهداء روضهی کاملا سیاسی است. بخواهیم سیاسی نباشد باید بگوییم امام حسین در کربلا سکته کرد یا باید بگوییم مثلا مسموم شد ولی بخواهی روضه بخوانی باید حادثهی کربلا را نقل کنی، رذالت آن قومی که علیه سیدالشهداء بسیج شدند و جهالت آن قومی که مرعوب شدند و نفاق آن قومی که نامهها را پس گرفتند، همهی اینها باید مطرح شود، هم رذالت شرک و کفر و هم جهالت امت و هم نفاق منافقین همهی اینها در روضه ی سیدالشهداء مطرح میشود. این اشک هم اشک سیاسی است و اگر ما تصرف در روضه ها نکنیم و همان طور که خودشان گفتند بخوانیم جامعه را بیدار میکند و آگاهی سازی جامعه به عهدهی عزای ابی عبدالله است.
* در هیأت ها همین حرفها توسط برخی از مداحان تکرار میشود و از طرفی واکنش برخی از مراجع را به دنبال داشته و دارد. علت این واکنش ها چیست؟
نباید آنچه را که در حادثهی کربلا هست معکوس تبیین کنیم؛ مثلا در کربلا امر به معروف و نهی از منکر از پایین به بالا بود نه از بالا به پایین؛ یعنی امام صاحبان قدرت و مکنت را مخاطب قرار دارد. اما اگر حاکمیت بیاید برای حفظ خودش امر به معروف را معکوس کند این حرکت از مسیرش منحرف می شود. امر به معروف از بالا به پایین هنر نیست. هنر این است که در اوج غربت و در اوج مظلومیت و بیکسی و بیچیزی و نداشتن سلاح، بتوانی انحراف صاحبان قدرت را فریاد بزنید.
* سیاسی بودن عزاداری را می توان در قالب فعالیتهای حزبی و گروهی هم معنا کرد؟
خیر؛ سیاستی بودن عاشورا به آن معنایی است که حضرت امام آن را تفسیر کرد. روز ۲۳ بهمن خبرنگار فرانسوی در مدرسه علوی از امام سوال کرد که حضرت آیت الله شما که حکومت تشکیل دادید بالاخره باید سیاسی بشوید؛ امام گفت بله سیاسی می شویم. خبرنگار گفت سیاست هم که حقهبازی و کلک و دورنگی و بهره برداری و سودجویی و فرصت جویی است. امام گفت نه؛ این سیاستی که ما دنبال میکنیم، سیاست علوی است نه سیاست امروعاص و معاویه، علی نه تنها از سیاست برای حفظ حکومتش استفاده نکرد بلکه آنگاه که سیاست اش اقتضاء کرد فرمود افسار حکومت را روی دوشش انداخت و رها کرد. علی به حکومت نیاز ندارد حکومت محتاج علی است. آن سیاست علی بود که وقتی آب را از دشمن فتح کرد امت گفتند نوبت ماست که آب را به روی دشمن ببندیم گفت نه نوبت ما نیست. گفتند چرا؟ گفت چون امتیاز علی و معاویه در تاریخ گم می شود. از همان خانهی علی سید الشهداء تربیت شد که آب را نه تنها به دشمن داد، بلکه اسبهای دشمن را هم سیراب کرد. این سیاست، سیاست ایثار و از خودگذشتگی است که سرمشق و شاخصهی سیاست علوی است. امام فرمود که ما با این سیاست کار داریم نه با حقه بازی و بهره برداری و سودجویی. دخالت احزاب و گروهها در حادثه و مراسم مذهبی برای بهره برداری و سودجویی است نه برای سوددهی. همهی صلابت ابی عبدالله این است که به دنبال سود نبود. آمد تا آنچه را دارد در راه خدا بدهد. فرمود هر کسی هوای حکومت و تاج و سلطنت دارد ما را را رها کند. ما آمده ایم تا همهی موجودیت را بدهیم لذا یارانش کم شدند.
آن برداشت سیاسی که احزاب و گروه ها و بخش حاکمیت برای حفظ حکومت میکنند اصلا در قاموس حادثهی کربلا نیست. همه ی عظمت سیاست ابی عبدالله این بود که آمد حکومت را فدای بقای دین کند و الا خیلی ها آمدند به سیدالشهداء گفتند شما بیا خمس و زکات را بگیر و روی تشک بنشین و دست بوسی هم داشته باش و فرزند پیغمبر باش فقط حرف نزن حکومتت را بکن. آخرین مذاکرهای که با ابا عبدالله شد همین بود که حضرت از همان جا از مدینه خارج شد و گفت نه ما اصلا آمده ایم برای حرف زدن. حضرت فرمود من از ابلاغ حق و مبارزهی با ظلم دست برنمی دارم. این بهره برداری نیست، در حقیقت فداکاری است. اینها آمدند تا همه ی هستی را برای هدایت جامعه بدهند منتهی ما راه را گم کردیم و فکر کردیم که بقاء دین به بقاء ماست.
این عزاداری سیاسی است و باید در آن سیاست حسینی و علوی ترویج شود نه سیاست خودمان. باید مثل سیدالشهداء در خون خویش بغلتیم و همهی هستیمان را بدهیم تا امت آزادگی و حریت داشته باشند.
اگر می گوییم محرم سیاسی است این سیاست منظور است. ما باید با دیدگاه خود ائمه و ابی عبدالله عزاداری کنیم که یکی از منش های سیاسی آنها ایثار بود. میگفتند باید برای رهایی جامعه از ظلم و از حاکمیت ستم پیشه، باید ما هستیمان را بدهیم تا مردم آزاد شوند و ستم کاران و ظالمان و حکام هم به خاطر همین از عزاداری می ترسیدند.
آنی که ستم پیشه و ظالم است از فراخوانی مبارزه علیه ظلم وحشت دارد فرق هم نمی کند چه به نام دین باشد و چه به نام سلطنت باشد. بنی امیه و بنی عباس به نام اسلام آمدند. بنی امیه فسق ظاهر و فاحش داشتند، ولی بنی عباس که اصلا گفتند ما آمدیم انتقام خون حسین را بگیریم. با این حقه بازی حاکم شدند.
حاکمیت اگر به نام ابی عبدالله هم باشد و آلوده به ظلم شود، نمی تواند برای امام حسین عزاداری کند. عزاداری هم بکند، بیآبرو میشود؛ چون فلسفه ی عزاداری مبارزه با ظلم است.
اگر بیایند به نام ابی عبدالله ظلم کنند آن روضهای که میگیرند مایهی رسوایی خود آنهاست. مأمون هم این کار را کرد. آمد زیر تابوت امام رضا علیه السلام را گرفت اما آخرش همه چیز مشخص شد.
* به محتوای یک عزاداری خوب اشاره کردید که باید در آن ظلم ستیزی باشد از نظر ظاهری یک عزاداری خوب باید چه شاخصه هایی داشته باشد؟
ظواهر هم حجت است. ظاهر هم ملاک ارزش است به شرطی که قالب بر باطن نشود و گرفتار نفاق نشویم.
ائمه خودشان به ما گفته اند که باید چطور عزاداری کنیم. برخی از مداحان برای اینکه شلوغ کنند غلو میکنند. بعضی ها هم چون از حادثه میترسند از حقایق حادثه می گویند هم افراط و هم تفریط هر دو محکوم است. خود ائمه به ما گفتند باید مستحب، مزاحم واجب نباشد. روضه ها نباید تا وقتی طول بکشد که نماز صبح آسیب ببیند.
اذیت شهروند حرام و ممنوع است. اگر ما در خیابان هیئت راه بیندازیم راه را ببندیم و مریضی تلف شود این روضه و تعزیه حرام است. اگر تا دیر وقت صدای بلندگو همسایهها را اذیت کند این اذیت حرام است.
ظاهر عزاداری نباید مزاحم امنیت و آسایش جامعه باشد. سیدالشهداء فدای امنیت بشری شد ما نباید مزاحم امنیت بشویم. تباکی بر امام حسین در آن فضای خاص سیاسی که گریه بر حضرت ممنوع شده بود معنای خاصی داشت. تباکی با اینکه یک عده ای بیایند در مجلس ابی عبدالله به دروغ فریاد بکشند و اشک هم نریزند فرق میکند. این وسیلهی کاسبی و حقه بازی است. نباید هر روضه خوان بیست تا فریاد زن دنبال خودش ببرد. این نفاق است. این کار اهانت به روضه و تعزیه است.
* آیا عزاداری میتواند به بهبود شرایط موجود جامعه ما کمک کند؟
عشق به امام حسین در جامعه ی ایران ملی است. آیت الله جوادی فرمود در این مملکت نه در عاشورا و نه در غیر عاشورا کسی به ابی عبدالله اهانت نمیکند؛ حتی مسیحیهای ما هم حسینیاند لذا این جامعه از عزاداری بهرهمندی دارد. در همین حوادث و بحرانهای اخیر که حتی بحران دینداری است و بعضی معتقدند دینگریزی است، من معتقدم با همین محرم دوباره دین جامعه برمیگردد و با همین محرم می شود جلو انحرافها را گرفت. ما معتقدیم انقلاب و قیام مردم حاصل خون ابی عبدالله و زحمات امام راحل است. لذا معتقدیم باید انحرافات را اصلاح کنیم و اصلاح انحرافات نظام از همین محرم می تواند شکل بگیرد. می شود مردم را هم با همین روش و شیوه در مقابل نظام به گونه ای قرار داد که اصلاح نظام را مطالبه کنند نه از بین رفتن آن را.
ما باید روش مطالبهی مردم از نظام از مسئولان نظام را برای حفظ همین نظام بخواهیم. گفتند یا علی تو که معصوم بودی چرا اینقدر استاندارت خراب از کار درآمد. گفت برای اینکه شما به موقع استنتاق نکردید. فرمود من معصوم بودم و از خوبهای شما انتخاب کردم. خوب های شما این هستند وای به حال بدهای شما. خوبها منحرف شدند. اگر میخواهید منحرف نشوند به موقع استنتاق و مطالبه کنید، از انحراف حفظ کنید و نگذارید انحراف از حکومت علی آن قدر زاویه اش عمیق شود که برسد به قتل سیدالشهداء.
ما برای اینکه فرزند انقلاب ذبح نشود باید از حادثهی کربلا عبرت بگیریم و بهره برداری کنیم. از حادثهی کربلا، روش برخورد با ظلم به مردم آموزش داده شود. امام همان روزهای اول انقلاب فرمود: مردم عاشق چشم و ابروی ما نیستند از قیافه ی شاه هم بدش نمی آمد قیافه اش هم خوب و خوشتیپ بود آنچه که مورد نفرت مردم است تنفر از فرعون شاه و استبداد است. اگر ما هم مبتلا بشویم مردم با درسگیری از همین حادثه ی کربلا با ما همان میکنند که با شاه کردند. ما اگر بخواهیم از حادثه ی کربلا و از محرم بهره برداری صحیح کنیم، باید در همین محرم مردم را آگاه کنیم و بگوییم انحراف مسئولان و اشخاص را به پای انحراف نظام نگذارند. نظام مقدس است و باید حفظ شود اما اگر حاکمان نظام منحرف شدند باید به قول امیرالمومنین با شمشیر کج آنها را راست کنیم.
مرجع : شفقنا